0

عاشقانه زیستن

به این جمله مادر ترزا دقت کنید:

شاید نتونیم کارهای بزرگی در عالم انجام بدیم
اما میتونیم کارای کوچیکمون رو با عشق و توجه انجام بدیم

عاشقانه زیستن،موضوعی که کمتر به آن پرداخته شده است.

ما کارهای زیادی را در طی روز انجام می دهیم و اغلب بی توجه هستیم. حال اگر به کاری که انجام می دهیم توجه کنیم و با خود بگوئیم که چقدر از انجام این کار لذت می برم، چقدر خوشحالم که این کار را انجام می دهم، با این احساس انجام دهیم از انجام آن کار انرژی می گیریم. نه تنها کار ما را خسته نمی کند بلکه انرژی ما را زیاد می کند و در انتهای کار یک حس بسیار خوبی داریم و به یک انبساط خاطری رسیدیم.

پس، عاشقانه زیستن یعنی عاشقانه عمل کردن. و برای اینکه عاشقانه عمل کنیم باید توجه کنیم، یعنی عاشق کسی است که در لحظه حضور دارد. می تواند توجه کند و ذهن آگاه است.

یک استکان چای می خوری توجه کن، جایی را گرد گیری می کنی توجه کن، یعنی باش، غرق انجام دادن کارت نباش. زیرا وقتی غرق عمل کردن  می شوید، غرق انجام دادن می شوید، خودتان را گم می کنید. فراموش می کنید عمل کننده را.

حالا باید در در لحظه به کاری که انجام می دهید توجه کنید. و خودتان بگوئید الان چه احساسی دارید؟ حواستان هست؟ این مدل عمل کردن باعث می شود از انجام کار انرژی فوق العاده‌ای بگیرید. بنابراین عشق در عمل می تواند انرژی ما را بالا ببرد.

نکته بسیار مهم در عاشقانه زیستن این است که یک عاشق، یک خالق است. و با نیروی عشق معشوق خودش را، مخلوق خودش را خلق می کند. عشق ورزی توسط عاشق اتفاق می افتد و هیچ ربطی به معشوق ندارد.  دقت کردید یه جاهایی می گویند: علف باید به دهن بزی شیرین بیاید و یا لیلی از دید مجنون چه بود که مجنون،  مجنونش شده بود. شاید لیلی واقعا زیبا نبود اما مجنون او را زیبا می دید. و عاشق چیزی شده بود که می دید و نه عاشق واقعی.  زیرا لیلی را همه می دیدند.

واقعیت این است که وقتی با کسی و یا کاری ارتباط برقرار می کنیم آیا او را تبدیل به معشوق خود می کنیم؟ آیا وقتی به یک زندگی مطلوب فکر می کنیم، آن زندگی مطلوب معشوق من می شود یعنی عاشقانه به آن فکر می کنیم؟ خیلی از آدمها وقتی به چیزهای مطلوب فکر می کنند با خود می گویند: ای بابا مادیات ارزش ندارد، مادیات اصلا چیست؟ آدم باید معنوی باشد. ولی واقعیت این است که انسان یک موجود دو بعدی است، بعد مادی و بعد معنوی، هم دنیای بیرون دارد و هم دنیای درون. بعد مادی و دنیای بیرون واقعیت دارند، و اتفاقا سلوک از دنیای بیرون شروع می شود.

افراد در دنیای بیرون چرخ می زنند، روابط را برقرار می کنند و آرام آرام دنیای درون شکل میگیرد. و درون را می سازند. حال اگر توانستن با دنیای بیرون رابطه ایی عاشقانه توام با توجه و احترام برقرار کنند، آن موقع از دنیای بیرون چیزهایی دریافت میکند که به آنها عشق می ورزیده است. و اینها اتفاق نیست اینها انتخاب است.

افراد می توانند انتخاب کنند که به چیزهایی که دوست دارند برسند و نگاه عاشقانه داشته باشند و آنها را جذب کنند. نیروی عشق نیروی جاذبه است  و افراد را به نزدیک می کند و باعث یکی شدن می شود و چنین فردی دیگه بزرگ است. مانند قطره، قطره وقتی می خواهد تک بماند، منحصر به فرد بماند تنهاست و این تنهایی او را ضعیف و آسیب پذیر می کند. به بادی بخار می شود و میرود. اما وقتی به دریا متصل می شود نیروی عشق و جاذبه آنها را یکی میکند. دیگر قطره نیست ماهیتش عوض شده است.

کسانی که ارتباط عاشقانه دارند با خدا، با یک نیروی برتر خودشان خدا می شوند، شما خود خدا هستید، شما به خاطر جدائی از نیروی کل احساس قدرت را ندارید، پر از ترس هستید، پر از اضطراب هستید، زیرا وقتی برای ارتباط با بعد قدرتمند و با خرد برتر نمی گذارید.

به هر چیزی که توجه کنید و فقط بگذارید از آن جنس می شوید، برای مثال: چه کتابهایی می خوانید؟ بسته به کتابهایی که می‌خوانید وجودتان  تحت تاثیر قرار می گیرید. شاید خیلی ها علاقمند باشند به اینکه ویلیام گلسر پنج نیاز اساسی را مطرح می کند: نیاز به بقا، عشق، قدرت، آزادی و تفریح است. که دومین نیاز، نیاز به عشق است. که در افراد مختلف این نیاز وجود دارد ولی کم و زیاد است.

فردی نیاز به عشقش ژنتیکی بالاست و بیشتر عشق می خواهد و می دهد و دیگری نیاز به عشقش کمتر است. دقیقا مانند دو گیاه، یک گیاه مثل کاکتوس نیاز به آبش هفته ایی یک نصف استکان است، یکی دیگر هم مثل گیاه بامبو باید غرق در آب باشد تا بتواند زنده بماند و رشد کند. حالا دو فرد با دو نیاز به عشق متفاوت در شرایط متفاوت حالشان خوب است. فکر کنید این دو فرد قرار است انتخاب هم شوند، این عشق ورزی متفاوت این افراد باعث آزار دادن طرف مقابل می شود.

باید جنس افراد مقابلتان را بشناسید و یک چیزی را بدانید که ابراز گری عشق تعیین کننده میزان عشق ورزی نیست، یعنی می توانید فردی باشید که خیلی عشق می ورزید ولی ابراز عشق نکنید. زیرا این ابراز عشق بسته به طرف مقابل فرق می کند.

مراقب باشید که مخرب عمل نکنید، حتی با عشق رابطه را تخریب نکنید. عشق زیاد برای کسی که آن را نمی خواهد اسیب زننده است. ولی عاشق بودن خوب است. عاشق به معشوق نگاه نمی کند که او چگونه است، تا چگونه رفتار کند، او با کیفیت عشق ورزی خودش، حال خودش خوب است. حال عاشق خوب است. باید تجربه کند. ممکن است کسی بپرسد من چگونه تجربه کنم؟ با مهربانی، با مهربانی کردن شروع کنید. ابرازگری باعث میشود در ناخودآگاه شما احساس خوبی داشته باشید. و باز عاشق تر شوید.

عاشقی اصولی دارد، شرایطی دارد، و بخش مهمی از سلوک است. یعنی سالک حرکت کننده در مسیر حقیقت برای دیدن حقیقت باید عاشق باشد. والا تاب دیدن حقیقت را ندارد. خیلی جاها نمی توانید حقیقت را ببینید.

فرد عاشق کسی است که می تواند نزدیک شود، می تواند صمیمی شود، می تواند دوستت دارم را بگوید ولی حواسش هست، هوشیار است. ولی عشق ورزی او وابسته به طرف مقابل نیست. عشق می ورزد چون با عشق ورزی حال خودش خوب است. می تواند تحسین کند. با حسن جویی و تحسن کردن حال خودش را خوب می کند.

آندرژید جمله بسیار زیبایی دارد:

زیبایی در نگاه توست نه آن چیزی که می بینی.

یعنی لزومی ندارد چیزی را که می بینید حتما چیز خارق العاده ای باشد ولی شما با نوع نگاهت انتخاب می کنید که آن را زیبا ببینید و از دیدن آن انرژی بگیرید. بنابراین عاشق می تواند در چیزهای کوچکی که می بیند زیبایی را ببیند و از آن انرژی بگیرد.

 

 

دیدگاه کاربران
  • شیلا ملازم 15 آذر 1400

    درود بر شما استاد وسپاس که به ما عاشقانه زیستن را میآموزید
    از سخنانتون سرشار از انرژی شدم

  • نسرین متقیان 15 آذر 1400

    سلام خانم دکتر مهربان من درس های زیادی از شما گرفتم با حضور شما خودم و زندگیم تغییرات چشمگیری داشته من از صمیم قلبم عاشق شما هستم و خواهم بود براتون آرزوی سلامتی و موفقیت روزافزون دارم

    نسرین متقیان

  • مژگان اقبالی 16 آذر 1400

    من در لحظه لحظه زندگی حضور دارم و عاشقانه زیستن را را انتخاب میکنم و خالق زندگی خودم هستم

  • سیدمحمد 17 آذر 1400

    سلام روزتان عالی و متعالی آفرین خداوندنگهدارتان مطالبتان زیبا قشنگ تخصصی هنرمندانه خداپسندانه وعاشقانه است خداوندنگهدارتان. بنده به عنوان یک مدرس فرهنگی از مطالب عارفانه وعاشقانه خیلی زیباست و قشنگ است وتنهاراه رسیدن به معشوق عاشق بودن است .و همه نعمتهاالهی عشق به محبوب و معشوق است .افرین سالک آلی الله را توضیح می دهید واقعا این مطالب را زیاد بفرمائید.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *