0

انسان سالم از دیدگاه مکاتب روانشناسی

احساسات، افکار و رفتارهای ما نقش مهمی در سلامت ما دارند. آن‌ها نه تنها بر شیوه‌های بهداشتی روزانه و سبک زندگی ما تأثیر گذار هستند، بلکه می‌توانند بر عملکرد بدن ما نیز تأثیر بگذارند. سلامت روان و ویژگی‌های انسان سالم که دهه‌ها، اگر نگوییم قرن‌ها تابو بوده، اکنون به طور گسترده مورد بحث قرار گرفته است. در طول این زمان‌های استثنایی همه‌گیری کرونا، بسیاری از ما با مشکلات روان‌شناختی مرتبط با انزوا، اضطراب، تنهایی، ناامیدی، اعتیاد، ناامنی‌ها، افسردگی، ترس‌ها و نگرانی‌ها و… مواجه شده‌ایم. این مطلب یک نمای کلی از روانشناسی انسان سلام را ارائه می‌دهد و انسان سالم از دیدگاه روانشناسی را بیان می‌کند.

انسان سالم از دیدگاه مکاتب روانشناسی

تعریف انسان سالم از دیدگاه روانشناسی

سلامت روان و انسان سالم به مانند دیگر مفاهیم روانشناسی و انسانی تعریف دقیق و کاملی که همه روانشناسان بر سر آن تفاهم داشته باشند وجود ندارد روان تحلیل‌گران سلانت روان را در تعامل سه ساختار شخصیت (نهاد، من و فرامن) می‌بینند، رفتارگرایان به سلامت روان در رفتارهای شازش پذیر و یاد گرفته شده در محیط اعتقاد دارند، انسان‌گرایان براوده کردن ارضای نیازهای اساسی انسان و رسیدن به مرحله خودشکفایی و رسیدن به خویشتن را نشانه انسان سالم می‌دانند و… اما این افراد بر سر یک سری کلیات با هم اشتراک نظر دارند. بر اساس این اشتراک نظر انسان سالم را می‌توان چنین تعریف کرد:

«به فردی که از نظر روانی و جسمانی در مسیر رشد و تعالی باشد و در راه رشد و پیشرفت و استفاده ازتوانایی‌ها و استعدادهایش باشد و به نقاط ضعف، قوت و موانع رشد خود آگاه باشد می‌انسان سالم را اتلاغ کرد.»

سازمان بهداشت جهانی بیان می‌کند که سلامت روان فقط عدم وجود بیماری روانی نیست. این شامل حالتی از رفاه است که در آن افراد می‌توانند با استرس‌های عادی که در زندگی روزمره با آن مواجه هستند کنار بیایند. سلامت روان به افراد این امکان را می‌دهد که توانایی‌های خود را بشناسند، کار مولد داشته باشد و کمک‌های معناداری به جوامع خود داشته باشند.

انسان سالم از دید مکاتب روانشناسی

هنگامی که روانشناسی برای اولین بار به عنوان علمی جدا از زیست شناسی و فلسفه ظهور کرد، بحث در مورد چگونگی توصیف و توضیح ذهن و رفتار انسان سالم آغاز شد. در این بخشی به بررسی دیدگاه انسان سالم از نگاه جند مکتب می‌پردازیم:

سلامت روان

ساختاگرایی و کارگردگرایی

ساختارگرایی به طور کلی به عنوان اولین مکتب فکری در روانشناسی به شمار می‌رود. این دیدگاه بر تجزیه فرآیندهای ذهنی به اساسی‌ترین اجزا متمرکز بود. بنیان‌گذارن اصلی مرتبط با ساختارگرایی عبارتند از: ویلهلم وونت و ادوارد تیچنر. کارکردگرایی به عنوان واکنشی به نظریه‌های مکتب فکری ساختارگرا شکل گرفت و به شدت تحت تأثیر آثار ویلیام جیمز قرار گرفت. بر روی کارکردها و سازگاری‌های ذهن کار می‌کردند. متفکران کارکردگرایان به جای این که تمرکز بر خود فرآیندهای ذهنی بگذارند، به نقشی که این فرآیندها ایفا می‌کنند توجه دارند.

گشتالت

روانشناسی گشتالت یک مکتب روانشناسی است که بر این باور بنا نهاده شده که ما چیزها را به عنوان یک کل واحد تجربه می‌کنیم. این رویکرد روانشناسی در اواخر قرن نوزدهم در اتریش و آلمان در پاسخ به رویکرد جز نگر ساختارگرایی آغاز شد. روانشناسان گشتالت به جای تجزیه افکار و رفتار به کوچک‌ترین عناصرشان، معتقد بودند که باید به کل تجربه نگاه کرد. از نظر اندیشمندان گشتالت، کل بزرگ‌تر از مجموع اجزای آن است.

رفتارگرایی

رفتارگرایی در دهه 1950 به یک مکتب فکری غالب و اصلی تبدیل شد. بر اساس کار متفکرانی از جمله: جان بی واتسون، ایوان پاولوف، بی.اف.اسکینر. رفتارگرایی نشان می‌دهد که همه رفتارها را می‌توان با علل محیطی به جای نیروهای درونی توضیح داد. رفتارگرایی بر رفتار قابل مشاهده متمرکز است. مکتب روانشناسی رفتاری تأثیر بسزایی در درس روانشناسی داشت و بسیاری از ایده‌ها و فنون برخاسته از این مکتب فکری امروزه نیز به طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرند.

روانکاوی

یکی دیگر از مکاتب روانشناسی روانکاوی است که توسط زیگموند فروید تأسیس شد. این مکتب فکری بر تاثیرگذاری ضمیر ناخودآگاه بر رفتار تأکید داشت. فروید معتقد بود که ذهن انسان از سه عنصر اید (نهاد)، ایگو (خود) و سوپر ایگو (فراخود) تشکیل شده است. نهاد مشتمل بر امیال اولیه است در حالی که ایگو جزء شخصیتی است که مسئول برخورد با واقعیت است. سوپرایگو بخشی از شخصیت است که دارای تمام آرمان‌ها و ارزش‌هایی است که ما از والدین و فرهنگ خود درونی می‌کنیم. فروید معتقد بود که تعاملی که این سه عنصر با هم دارند همان چیزی است که منجر به همه رفتارهای پیچیده انسانی می‌شود.

مکاتبی در مورد آن‌ها صحبت شد تنها چند مکتب معروف در این حوزه است که برشمریدیم.

جمع‌بندی

سلامت روان و بهداشت روان یکی از مباحث مهمی است که در چند سال اخیر بسیار به آن پرداخته شده است و به رابطه آن با سلامت جسم پرداخته شده است. روانشناسان تعریف‌های متعددی از انسان سالم دارند که در این مطلب به شرح آن پرداخته‌ایم. برای این که بتوانیم از انسان سالمی برای خود، خانواده و جامعه باشیم گذراندن دروه های انسان سالم به ما کمک می‌کند. دور های غیر حضوری دکتر ویدا فلاح برای این امر می‌تواند به شما کمک کند.

منبع

https://openpress.usask.ca/

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.