یه جایی انگار رابطهمون یاد گرفته که فقط توی صدای بلند، توی عصبانیت، توی دلخوری و فریاد معنا پیدا کنه. هر وقت میخوام حرف دلم رو بزنم، انگار یه جنگ شروع میشه. نه چون من دنبال دعوام، نه چون اونها بد هستن… بلکه چون سالها هیچکس یادمون نداد چطور آروم و امن با هم حرف بزنیم.
وقتی حرفام به دعوا ختم میشن، یه چیزی ته دلم میلرزه. یه ترسِ همیشگی:
“باز هم نمیشنونم.”
“باز هم من مقصر میشم.”
“باز هم قراره دعوا بشه…”
این ویدیو رو کامل تماشا کنید و برای ما کامنت بزارید.
خب، طبیعیه که آدم کمکم سکوت کنه. عقب بکشه. چون دلش نمیخواد عشق بینمون، زیر خاکستر عصبانیت دفن بشه.
اما بدون اینم واقعیه که اون دعواها، یه جور فریاد نشنیدههاست. یه فریاد که میگه:
“لطفاً منو ببین.”
“بفهم که چقدر سخته برام.”
“نمیخوام دشمنت باشم، دارم تلاش میکنم بفهمیام.”
اگر حس میکنی هیچوقت گفتوگوها بدون دعوا پیش نمیرن، این نشونهی خرابی تو نیست. این یه الگوی زخمیه، که میشه کمکم ترمیمش کرد. اولش با نوشتن. بعدش با تمرینِ حرف زدن کوتاه، ساده، وقتی هیچ بحثی نیست. یه جمله آروم، توی یه لحظه آروم.
مثلاً فقط بگی:
“من الان نمیخوام بحث کنم، فقط دلم میخواست اینو باهات در میون بذارم.”
یا حتی:
“میشه فقط گوش بدی؟ نمیخوام دعوا کنیم.”
شاید دفعات اول جواب نده. شاید حتی باز هم صدا بالا بره. اما تو داری راه جدید رو شروع میکنی. و همین شجاعت، خیلی باارزشه.
در دوره مهارت ارتباطی در خانواده به شما کمک میکنیم بدون دعوا و پرخاشگری با هم صحبت کنید.