خیلی وقتها افراد در خانواده یا جمعهای فامیلی نیت خوبی دارن؛ میخوان راهنمایی کنن، تجربهشون رو منتقل کنن، جلوی اشتباه رو بگیرن یا از سر مسئولیتپذیری حرف بزنن. اما با جملههایی مثل این مواجه میشن: «نصیحت نکن»، «خودمون میدونیم»، «حالا تو چیزی نگو». این برخورد معمولاً باعث رنجش میشه، چون فرد با خودش میگه: «من که از روی دلسوزی میگم، چرا حرفم شنیده نمیشه؟» این ویس آموزشی به شما کمک میکند تا درک بهتری از این موضوع داشته باشید.
واقعیت اینه که شنیده نشدن، بیشتر از اینکه به نیت شما ربط داشته باشه، به تجربهای که دیگران از ارتباط با شما دارن مربوطه. آدمها وقتی به حرف کسی گوش میدن که: • کنارش احساس امنیت کنن • حس قضاوت شدن نداشته باشن • تجربههای قبلیشون از حرفهای او مفید، آرامکننده یا قابل اعتماد بوده باشه در مقابل، اگر فردی در طول زمان: • بیشترِ گفتوگوهاش همراه با شکایت، گلایه و نارضایتی بوده • مدام از سختیها، بیماریها، ناکامیها و اشتباهات دیگران گفته • حرفهاش رنگ «باید»، «نباید»، «من گفتم»، «آخرش همین میشه» داشته • یا بعد از صحبت کردنش، حال جمع سنگین و دلگیر شده ذهن اطرافیان بهصورت ناخودآگاه تصمیم میگیره که گوش ندهد؛ نه از روی بیاحترامی، بلکه برای محافظت روانی از خودش. نکتهی بسیار مهم اینجاست: نقش خانوادگی (پدر، مادر، بزرگتر بودن) بهتنهایی اعتبار نمیآورد. اعتبار ارتباطی، چیزی است که بهمرور زمان و از طریق کیفیت حضور شما ساخته میشود. خیلی از والدین میگن: «من وظیفه دارم بگم.» بله، وظیفه دارید؛ اما روش گفتن تعیین میکنه که حرفتون تبدیل به راهنما بشه یا مقاومت. وقتی کسی بدون درخواست، مدام راهحل میده، ذهن طرف مقابل پیام پنهانی دریافت میکنه: «تو ناتوانی، من بهتر میدونم.» و همین احساس، درِ شنیدن را میبندد. از طرف دیگر، انسانها قبل از پذیرش هر حرفی، نیاز دارند: • دیده شوند • شنیده شوند • احساس کنند حق انتخاب دارند تا زمانی که این نیازها تأمین نشود، حتی درستترین حرفها هم رد میشوند. یکی دیگر از عوامل مهم شنیده نشدن، ناهمخوانی گفتار و رفتار است. وقتی فردی دربارهی آرامش، صبر، مدیریت زندگی یا تصمیمگیری درست حرف میزند، اما خودش دائماً مضطرب، ناراضی یا گرفتار تعارضهای حلنشده است، ناخودآگاه اعتماد اطرافیان کاهش پیدا میکند. در واقع آدمها بیشتر از گوش دادن به توصیهها، در حال بررسی این سؤال هستند: «آیا زندگی این فرد، نمونهی موفقی از حرفهایش هست یا نه؟» بنابراین اگر میخواهید حرفتان شنیده شود: • قبل از اصلاح دیگران، کیفیت حال خودتان را اصلاح کنید • بهجای نصیحت، همدلی را تمرین کنید • بهجای تکرار، زمان مناسب را انتخاب کنید • و بهجای فشار، اجازه بدهید طرف مقابل درخواست نظر کند جمعبندی مهم این است که: شنیده شدن، نتیجهی اعتماد است نه اجبار. و اعتماد، محصول آرامش، ثبات هیجانی و احترام به مرزهای روانی دیگران است. وقتی بودن کنار شما حس امنیت بدهد، وقتی حرف زدن با شما باعث سبک شدن شود نه سنگین شدن، آنوقت حتی اگر چیزی نگویید، خودشان میآیند و میپرسند: «نظرت چیه؟»







