0

بنویسید تا یاد بگیرید

سالهاست که می نویسم البته برای خودم و اخیرن متوجه شدم وقتی برای دیگران می نویسم مسئولانه تر اندیشه هایم را شکل می دهم.چقدر جای

گفتگوهای بالغانه در زندگی ما خالیست و وقتی می نویسیم کمتر با هیجانات خود رویدادها را نگاه می کنیم بله

من سالهاست که وقتی می خواهم درباره ی موضوع مهمی فکر کنم به شکل نوشتاری این کار را انجام می دهم و بعدها وقتی نوشته های خودم را می

خوانم اغلب متعجب می شوم و حتی به فکر می روم.

این محتوا چگونه در ذهن من شکل گرفت و ساخته شد!

مثل زمانهایی که درباره ی موضوعی برای کسی حرف می زنیم و بعد خودمان شگفت زده ایم این من بودم؟چه عالی او را متقاعد کردم!

وقتی موضوعی را به عنوان تیتر می نویسم و بعد اجازه می دهم افکارم روی کاغذ بیایند آن موضوع طی نوشتن برایم بسط پیدا می کند من به ذهنم مجال می دهم به

آن موضوع بپردازد و تا می توانم می تویسم بدون سانسور و آنگاه تولیدات ذهنم روی کاغذ یا صفحه ی کامپیوتر می بارد.

در این شرایط من از خودم یاد می گیرم (نمی شود نه اینکه نتوانم یا نخواهم این شرایط زیبا را توصیف کنم) مثل مزه صدف خام خوراکی است اگر نخورده

یاشید با توصیف هیچکس درکی از مزه ی آن نخواهید داشت.

البته منظور من از مزه فقط احساس ناشی از تجربه ی نوشتن نیست فرایند یادگیری برایم جالب است.

نوشتن برای یک نویسنده مثل بوم نقاشی برای یک نقاش است که با نقاشی خود زنده می شود و یا یک ساز برای نوازنده که می نوازد و از آهنگ خود یه

وجد می اید.

این را هم یاد گرفته ام که برای خودم بنویسم و مخاطب اصلی نوشته هایم خودم باشم و آنها را زندگی کنم در اینصورت است که اجازه دارم  نوشته هایم را

به دیگران هم انتقال دهم.

امروز به شما می گویم یاد بگیرید_ تا زندگی غنی تر و آگاهانه تری داشته باشید و حتی به خودتان سخت بگیرید برای شروع کردن اگر خود را دوست دارید با

انضباط شوید تا عادتهای مفیدی برای خود بسازید.

هر شب ده خظ با توجه و عاشقانه بنویسید.

کتاب راه هنرمند از حولیا کامرون منبع خوبی برای آغاز راه نوشتن است.

مشتاقانه منتظر نظرات و سوالات شما دوستان و همراهان این صفحه هستم.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *