0

به نظر شما کار درستی کردم؟

من کودکی خوبی داشتم!!

چند وقت پیش دقیق تر بگویم سال 97 بود تیمی از افرادی که برای بازازیابی و فروش به دفتر ما آمدند با هم جلساتی داشتیم و بدون اینکه قرار داد کاری منعقد بشه توصیه هایی داشتند برای اینکه مخاطبین صفحه ام بیشتر شوند گفتند از داستانهایی استفاده کن و افراد را تحت تاثیر قرار بده احساس مردم را درگیر کن.گفتم بله به تناسب موضوع از داستانهایی استفاده می کنم.اما برای آن گروه این کافی نبود تاکید داشتند از خودت و کودکی ات داستان بگو داستان بساز اینکه چه مشکلانی داشتی یا شاهد چه رویدادهای سختی بودی حرف بزن لایو بزار و بنویس و بعد بگو تونستی از آن شرایط سخت بیرون بیایی پس می تونی به آنها هم کمک کنی که تغییر کنند.

من توضیح دادم واقعیت اینه که من کودکی سختی نداشتم که بخوام داستانش رو بگم.روابطم امن و مطلوب بود البته که روزهای سخت برای همه هست ولی اونقدر بد نبود که داستانی بشه برای اثرگذاری بر مردم . گفتند اشکالی نداره ما براتون داستان می سازیم و شما با لحنی جذاب روایت کنید طوری تکرار و تمرین کنید که خودتون باورش کنید اونوقت خیلی ها با شنیدن داستانتون بیشتر از قبل شما رو دوست خواهند داشت و فالوور شما می شوند.

من قبول نکردم آخه این یعنی فریب دادن مردم که با ارزش های من جور در نمیامد!!

اونها تاکید داشتند اگه به قواعدی که به شما می گیم عمل نکنید پیشرفتی نخواهید داشت من قبول کردم داستانهای واقعی از گذشته و تجارب سخت و

آسان زندگیم تعریف و تحلیل کنم ولی مردم فریب نباشم. امروز خوشحالم که برای جذب بیشتر فالوور در صفحات اجتماعی دروغ نمی گویم و با کسی هم نمی جنگم.از نظر من هر کس حق انتخاب دارد طبق ارزش هایش زندگی کنند و البته این مردم هستند که با بالا بردن آگاهی خود مرافبند که گول نخورند.

در زندگی مدام در شرایطی قرار می گیریم که باید تصمیم بگیریم کدام راه را انتخاب کنیم صداقت یا ثروت؟ و چقدر مهم است تکلیفمان با خودمان روشن باشد و با تردید زندگی نکنیم.

دوستان شما در چنین موقعیتی چه می کردید؟

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *